خانه / محمد جواد عسکری

محمد جواد عسکری

شعر/ سفره کریمانه

در خانه ی مادر همه جمعند بیا شمس و قمر و زهره و فرزند بیا برخیز که بخت ما سیه رویان باز خواهد شد از این حضور دلبند بیا   شاید پر ما به بال گهواره زدند شاید قدمی به خاک بیچاره زدند شاید بگشایند کریمان در را شاید قلمی …

ادامه نوشته »

شعر «پایان انتظار»

شاعر شدیم در تب دوران انتظار ما ماند ه ایم و آتش هجران انتظار شعر و سرود حیف به دردت نمی خورد انبان ما پر است زدیوان انتظار یا ما زشوق آمدنت سرد گشته ایم یا سرد سرد هست زمستان انتظار صد حیف رفتنت شده عادت برای ما ترسم عدو فسانه کند جان انتظار

ادامه نوشته »

شعر/ خدا را شکر مادر آفریده است

خدا را شکر مادر آفریده است و او را مهربان تر آفریده است برایش خانه ای در آسمان ها ز انواری مطهر آفریده است نمی دانیم حدّ خانه اش را فزون از وصف ، اکبر آفریده است چراغ خانه اش دایم فروزان كَمِشْكَاة است محشر آفریده است درخت خانه اش …

ادامه نوشته »

شعر/ آسمان منتظر ماست بیا تا برویم

آسمان منتظر ماست بیا تا برویم هر طرف موکب زهراست بیا تا برویم آن سوی جاده که بسیار چراغان شده است خانه ی اوست که پیداست بیا تا برویم کاروان وقت عبور است از این تاریکی آتشی در کف موساست بیا تا برویم گر به میقات تو را عزم سفر …

ادامه نوشته »

برخیز دیگر جای ماندن نیست برخیز

ای شیعه اندر کربلا غوغاست غوغا در قله هایش جلوه ی زهراست زهرا برخیز دیگر جای ماندن نیست برخیز گامی بزن وقت فسردن نیست برخیز ای کاروان برخیز هنگام خروش است فریاد هل من ناصر از مولا به گوش است السّابقون رفتند با مولا کجایید هان سارعوا ای کاروان از …

ادامه نوشته »

شعر/ فَرِّ اِلَی الْحُسین

فَرِّ اِلَی الْحُسین دوباره محرم است هفت آسمان گشوده به ابنای آدم است این کشتی نجات حسین است تا زمین یا چلچراغ حضرت زهرای خاتم است یا للعجب چه حس غریبی است در زمین جغرافیای عالم و آدم ز ماتم است فَرِّ اِلَی الْحُسین به رفتن شتاب کن این آن …

ادامه نوشته »

شعر/ بیت فاطمه(س)

در انتظار نگاهی ز بیت فاطمه ایم در آرزوی پناهی ز بیت فاطمه ایم فدای حضرت زهرای مهربان هستیم فدای گوشه نگاهی ز بیت فاطمه ایم به شوق آنکه صِراطَ الذین انعمتَ همیشه دیده به راهی ز بیت فاطمه ایم ز بس که خسته ی خار و خس بیابانیم امید …

ادامه نوشته »

شعر/ ما را ببر به سیر سمواتیت علی

ای از شکاف کعبه شکفتن برای چیست فزت بربِّ کعبه سرودن نوای چیست زادن میان خانه و جان باختن در آن سیر و سلوک خانه بگو ماجرای چیست تأویل می کنی تو مگر آیه های نور تصویر می کنی تو مگر این بنای چیست ای کعبه زاده کعبه مگر نیستی …

ادامه نوشته »

شعر/ روزه ام را با اذان نور تو وا می کنم

روزه ام را با اذان نور تو وا می کنم خویش را در نور زیبای تو پیدا می کنم   نیمه ی ماه خدا را شطّ نورت فتح کرد در عبور موج نورت میل بالا می کنم   چون هلال ماه می تابد ز سمت خانه تان راز و رمز …

ادامه نوشته »

شعر/ روی زهرا ز گل شکوفا شد

روی زهرا ز گل شکوفا شد چشم احمد پی تماشا شد شور و شادی دوباره بر پا شد بیت حیدر چقدر زیبا شد بیت حیدر عجیب غلغله ای است حسن یوسف رسیده ولوله ای است بانگ تکبیر و شور و همهمه ای است وقت جشن و سرور فاطمه ای است …

ادامه نوشته »

شعر/ چشمه ی نور آسمانی

ای چشمه ی نور آسمانی ای ماء طهور جاودانی   ریحانه ی باغ پاک احمد دردانه ی مام مهربانی   ای قبه ی عرش در تو مانده است از صولت تخت خسروانی   از کرببلای توست جاری سر چشمه ی آب زندگانی   موسی صفتند سالکانت از شوکت قَالَ لَن …

ادامه نوشته »

شعر/ سرّ خدا

شکافت سینه ی کعبه شگفت مهر خدا برون شد از دل هستی نسیم عطر خدا   چکید معنی اعلا میان لای فتی که لا فتی شود الا علی به ذکر خدا   چه ساخت صانع هستی میان خانه خود که خلق غرق طوافند چیست سرّ خدا   شاعر: محمد جواد …

ادامه نوشته »