خانه / صراط عشق / اشعار / اشعار مخاطبان / شعر «حرم نبود یقین» در توصیف سپاه پاسداران

شعر «حرم نبود یقین» در توصیف سپاه پاسداران

«حرم نبود یقین»

 

اگر نبود سپاهی سرم نبود یقین

نشانی از حرم سرورم نبود یقین

 

تمام خاک وطن زیر پای دشمن بود

به یک هجوم عدو کشورم نبود یقین

 

شراب بود و عدو بود و رقصِ با شمشیر

کسی کنار علی رهبرم نبود یقین

 

تمام کشور ما پُر ز ابن ملجم بود

نشان ز منبر پیغمبرم نبود یقین

 

بسی کبوتر خونین به چشم می‌دیدم

در این دیار دگر اکبرم نبود یقین

 

دوباره ناله‌ی زینب بلند بود بلند

نشان ز مقنعه دخترم نبود یقین

 

نشان قبر شهیدان عشق گُم می‌شد

نبود جان به تن مادرم، نبود یقین

 

قسم به عشق به مولای ظهر عاشورا

اگر نبود سپاهی حرم نبود یقین

 

یزد ـ محمود ملک ثابت

همچنین ببینید

شعر/ هر پله که رفت یا علی گفت

دردانه ی هستی آفریده است، سر منشأ شاهی آفریده است

مناجات و درخواست از مولا

. نـاز از تـو، نيـاز و تمنّـا ز مـا، بــه روي چشم منّت كشي ز …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.