خانه / صراط عشق / اشعار / اشعار مخاطبان / اشعاری با موضوع مادر مهربان؛ مادری بشویم

اشعاری با موضوع مادر مهربان؛ مادری بشویم

مادری هست و بچه های شهر غریب
دل به چادر نماز او بسته

تا برآرد ز لطف، دست دعا
در مسیر نگاه ش بنشسته

چشمهاشان به سوی قله قدر
شیعیانی ز ما و من رسته

تا که نوری ز آسمان آید
و کند مرتفع قلوب دلخسته

اربعین می رسد ز رحمت او
آیه ای باشکوه و برجسته

اینچنین با عنایتش مادر
بچه ها را به بال خود بسته

شکر ایزد به خاطر زهرا
بر تو مادر سلام پیوسته

 

….

 

وقت آن است مادری بشویم
کم کم انسان دیگری بشویم

گر هوای قلبمان خوش نیست
به خود آییم شخص بهتری بشویم

وقت آن است در زمانه خویش
مرد میدان و گل پسری بشویم

بوی خون آید و صدای نبرد
چون شهیدان دلاوری بشویم

وقت آن است زیر چادر او
هم قسم بهر یاوری بشویم

 

 

 

 

امشب از لطف جاری کن، ابر رحمت به قلب مشتاقان
وادی سینه ها خشک و کویر، مادر آب، آینه، باران

تو که با نور می زنی لبخند روی سیمای عالم و آدم
جذبه ای از نگاه گیرایت سوی شیعیان خود تابان

لیله قدر هستی و بودی هم قضا هم قدر ،محبت کن
مطلع فجر دولت حق را رونمایی نما تو در اذهان

 

همچنین ببینید

شعر/ تمنا

دوست داشتم شعری، به درد دل بسرایم/ بدون وزن و قافیه شدآقا! به لطف خود بپذیر

داستان بچه و مادر مهربان، بخش چهارم (پایانی)

پسرک که گویی تمام دعاهای خود را در محضر مادرمهربان مستجاب شده می دانست از فرصت استفاده کرد و گفت...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.