خانه / صراط عشق / فدای فاطمه

فدای فاطمه

عطر چادر فاطمه س

خیلی عجیب است خدایی تو. تمام بهشت و تمام خوبی ها را چگونه توانستی چادر سر کنی و به اوج ظلمات و انتهای محدودیت ها بیاوری. مگر میشود فاطمه در قالب بشر روزی پا در دنیا بگذارد؟!!!! همین که رو به سوی اعماق کرد عطر قدم هایش همه جا را …

ادامه نوشته »

مادرانه

بسم الله الرحمن الرحیم ماه رمضان از راه رسید با تمام شکوه و زیبایی و احوالات خوشش، خدارا شکر که توفیق عطا کرد بار دیگر در ضیافت او شرکت کرده و مهمانش باشیم. بچه ها شاد و امیدوار منتظر بودند تا ببینند امسال رب چه بر سر سفره رمضان می …

ادامه نوشته »

دلبند مادر…

ای کاش من هم می توانستم مثل او، با مادر مهربانم باشم... دائما در آغوش او... دائما به یاد او... دائما در دستان او... ای کاش می توانستم هرچه غیر اوست را کنار بزنم... فقط برای او باشم... مورد رضایت او باشم...

ادامه نوشته »

شعر/ به سوی رضوان

بنده ی مومن شدی از هر طرف در ابتلاء؟ رو به سوی نور شو تا که رها شی از بلا   هر چه که خواهی بسازی روی تقوا کن بنا محضرِ حق را به تقوا دار اگر داری وفا   گر تو خواهی بهترین در آسمان هایش شوی بر سرِ …

ادامه نوشته »

شعر/ احلی من العسل

احلی من العسل لبخند شما چیست برای ما جز رضای شما تمام اوقات عمرم این شده می شود من شوم فدای شما؟ بیا و منم را بگیر از خودم فقط تو باشی و من شعاع شما بهشت زیبا، تمام وجودم تمام هستی ام فدای شما روح رنجیده و زخم خورده …

ادامه نوشته »

مادر منجی

بسم الله الرحمن الرحیم مادرِ منجی … کاروانیان، در آرامشِ اُنسِ با فاطمه س، آزاد از هیاهو و هوچی گری ددمنشان رشد می کردند. بعد از رحلت جانسوزِ رسول الله طغیان ظالمان اثر کرد، عهد و میثاق غدیر زیر خروارها ظلمت منافقان و کافران مدفون شد.  آیات کبرای خدای رحمان …

ادامه نوشته »

با فاطمه(س)، تا فاطمه(س)

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم این سنت مادرِ امت سلام الله علیها است. این روش مادر است. بیشترین پرتوافشانی اما در خفا. بیشترین عشق و محبّت اما بدون خودنمایی. او خورشیدی است عالم تاب که همیشه پنهانی، عالمیان را تغذیه می کند. اهالی لیل دنیا تاب توان رویارویی او را ندارند. ظلمات …

ادامه نوشته »

پسران آسمانی

بوی بهشت مادری می آید! بوی خانه ی مادر حس میشود! پسران مادر در حال بازگشت به دنیا هستند! چقدر بوی اتاق های اندورنی مادر را میدهند! مثل اینکه بعد از شهادت سال های دراز با مادرمهربان در بیت مادر هم نشین بوده اند دائما نزد پرودگار به دست مادر …

ادامه نوشته »

نفسی لک الفداء یا اماه / بچه های شهر غریب

بسم الله الرحمن الرحیم از زمانیکه در کتابی خوانده بود اسب امام حسین ص عصر عاشورا تنها به خیمه باز می گردد صبر و قرار نداشت، به یاد عهد و پیمان فراموش شده آدمیان با امامشان به دنبال راهی می گشت تا مانند دیگران بدعهد و بی وفا نباشد نسبت …

ادامه نوشته »

نفسی لک الفداء یا اماه / اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم بچه های شهر غریب بسته به بال او شدند    هر کجا که او رود همره او ره سپرند منادی گفت: به اربعین بروید، اربعین آیه ای از ایام الله ظهور است، بروید و مطالعه کنید، ببینید در آنجا چه اتفاقی می افتد. بچه ها دور هم …

ادامه نوشته »

ترس فراق

بسم الله الرحمن الرحیم در میان سکوت و تاریکی شب، در خلوت کوچه پس کوچه ها، جمعی انگشت شمار، پیکری را تشییع می کردند، در میان یکی از قبر های تراشیده شده، پیکر را در آغوش تراب جای دادند، تعدد قبور به این دلیل بود تا، ناکسان روزگار، نشانی از …

ادامه نوشته »

معجزة نور

بسم ‌الله الرحمن الرحیم “يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ  وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ“ موسم اربعین بود. در زمین تفت دیده کربلا قرار داشت و در محضر نور. قبل از این هر بار سمت …

ادامه نوشته »

از فاطمه(س)، با فاطمه(س)، در جهت کسب رضایت فاطمه(س)

بسم ‌الله الرّحمن الرّحیم دخترک تنها و سرگردان بود. هیچ کس را نداشت، بی پشت و پناه و آواره. از پدر و مادر و خانواده‌اش خبری نبود. گویا دیگر کسی او را نمی‌خواست. لاغر و ضعیف شده بود. قوت و غذایش گریه بود و رخت و لباسش کثیف و پاره. …

ادامه نوشته »

وعده

بسم الله الرحمن الرحیم پیرزن پس از گذراندن چند روز حالتی میان آگاهی و ناآگاهی، چشم هایش را گشود، اطرافیان غم زده، از به هوش آمدنش به وجد آمدند و دورش را احاطه کردند، کنجکاو بودند که بدانند آیا آنها را می شناسد یا نه! پیرزن نگاهی به اطرافیانش کرد، …

ادامه نوشته »

نفسی لک الفداء یا اماه / نور عظیم آسمانی

بسم الله الرحمن الرحیم بعد از سالها، حال به پشت در رسیده بود، کمی خسته ولی شاد، به در خانه محبوبش نگاه کرد، چگونه می توانست بدان ورود کند؟ می دانست برای ورود به خانه بسیار حقیر است، اصلا این خانه جای امثال او نبود، بسیاری از خوبان عالم در …

ادامه نوشته »

معما

بسم الله الرحمن الرحیم شاد و سبکبال در جاده ای روبه جلو و بالا حرکت می کرد، احساس خوشحالی و سرافرازی درونش موج میزد، سالیان سال زحمت کشیده و بر اساس تقوی زندگی کرده بود، چشم به حرام ندوخته و لب به حرام نگشوده بود، در مسیر اخلاقیات نیز به …

ادامه نوشته »

نفسی لکِ الفداء یا امّاه / کاروان

بسم الله الرحمن الرحیم عده ای قلیل متوجه شدند باید حج را رها کنند و به دنبال اصل بروند، حج با وجود او حیّ بود و بی وجود او جسمی تهی، عزمشان را جزم کردند و به تبعیت از او حج را نیمه رها کردند و رفتند، رفتند تا جایی …

ادامه نوشته »