خانه / صراط عشق / اشعار

اشعار

شعر عاشورائی

. از پلکان قرب او پیوسته بالا می رود سوی ولی همواره از سمت تولا می رود گاهی بسان قرص بدر، گاهی خمیده چون هلال بر گرد خورشید حسین، پنهان و پیدا می رود از غرش این قسوره، گرگان پناه گورها در بیشه کفتارها، این شیر تنها می رود آن …

ادامه نوشته »

مثنوی وداع عاشورائیان

. 🔸 گنجینه الاسرار عمان سامانی 🔹مثنوی وداع امام حسین علیه السلام با بانوی کربلا حضرت زینب سلام الله علیها : پس ز جان بر خواهر استقبال کرد تا رخش بوسد الف را دال کرد همچو جان خود در آغوشش کشید این سخن آهسته در گوشش کشید کای عِنانگیر من …

ادامه نوشته »

شعر/ حی علی الحسین

حی علی الحسین به رفتن شتاب کن بالی بزن مسافر و خرق حجاب کن یک عمر زیر بال و پرت را گرفته اند ای مرغک همیشه ی مادر شتاب کن در آسمان کرببلا چشمه ی صفاست با زمزم دو دیده تمنای آب کن آن سو خیام حضرت مهتاب روشن است …

ادامه نوشته »

سروده ی مقام معظم معظم رهبری حفظه الله

. *من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم* *از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!* *همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس* *من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم!* *رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزند* *من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم* *همه …

ادامه نوشته »

مدح امیرالمومنین علیه السلام

دستی به هم زدند و غدیر آفریده شد اصلاً علی از اول امیر آفریده شد   جبریل از زبان خدا گفت: مصطفی از ابتداء برای غدیر آفریده شد   یک روز ریخت قطره ای از هیبت علی در قالبی حماسی و شیر آفریده شد   بیرون کشید روز ازل از …

ادامه نوشته »

مناجات و درخواست از مولا

. نـاز از تـو، نيـاز و تمنّـا ز مـا، بــه روي چشم منّت كشي ز يوسف بطحـا، به روي چشم گفتـي گنـه نكن، به خدا سعي مي كنم قدري دگـر نما تـو مدارا، به روي چشم امـري اگـر بـُود، به كس ديگري مگو من مُرده ام مگـر گل زيبا، به …

ادامه نوشته »

سروده غدیر

. دستی به هم زدند و غدیر آفریده شد اصلا علی از اول امیر آفریده شد جبریل از زبان خدا گفت: مصطفی از ابتدا برای غدیر آفریده شد یک روز ریخت قطره ای از هیبت علی در قالبی حماسی و شیر آفریده شد بیرون کشید روز ازل از دلش نخی …

ادامه نوشته »

به روی چشم

. نـاز از تـو، نيـاز و تمنّـا ز مـا، بــه روی چشم منّت كشی ز يوسف بطحـا، به روی چشم گفتـی گنـه نكن، به خدا سعی می كنم قدری دگـر نما تـو مدارا، به روی چشم امـری اگـر بـُود، به كس ديگری مگو من مُرده ام مگـر گل زيبا، به …

ادامه نوشته »

لَبخَندِ خُدا بَسته به لَبخَندِ حُسین است

لبخَندِ خُدا بَسته به لَبخَندِ حُسین است پَس باش پیِ آنچه خوشایَندِ حُسین است تَعریفِ مَن از عشْق هَمان بود که گُفتَم در بَندِ کَسی باش که دَر بَندِ حُسین است دَر مَعرکه اَز‌ سَنگدلان حُرّ بِتَراشَد این ویژگیِ چَشمِ هُنَرمَندِ حُسین است شیرین تَر اَز این شور نَدیدیم هَمه …

ادامه نوشته »

شعر/ ادبیات پایداری

دور تا دور حوض خانه ی ما پوکه های گلوله گل داده است پوکه های گلوله را آری پدر از آسمان فرستاده است عید آن سال ،حوض خانه ی ما گل نداد و گلوله باران شد پدرم رفت و بعد هشت بهار پوکه های گلوله گلدان شد پدرم تکه تکه …

ادامه نوشته »