خانه / صراط عشق / اشعار / اشعار دیگران / مثنوی وداع عاشورائیان

مثنوی وداع عاشورائیان

.

🔸 گنجینه الاسرار عمان سامانی

🔹مثنوی وداع امام حسین علیه السلام با بانوی کربلا حضرت زینب سلام الله علیها :

پس ز جان بر خواهر استقبال کرد
تا رخش بوسد الف را دال کرد

همچو جان خود در آغوشش کشید
این سخن آهسته در گوشش کشید

کای عِنانگیر من آیا زینبی؟
یا که آه دردمندان در شبی؟

پیش پای شوق زنجیری مکن
راه عشق است این عِنان گیری مکن

با تو هستم جان خواهر همسفر
تو به پا این راه کوبی من به سر

خانه سوزان را تو صاحبخانه باش
با زنان در همرهی مردانه باش

جان خواهر در غمم زاری مکن
با صدا بهرم عزاداری مکن

معجر از سر پرده از رخ وا مکن
آفتاب و ماه را رسوا مکن

هست بر من ناگوار و ناپسند
از تو زینب گر صدا گردد بلند

هر چه باشد تو علی را دختری
ماده شیرا کی کم از شیر نری

با زبان زینبی شه آنچه گفت
با حسینی گوش زینب میشنفت

با حسینی لب هر آنچه گفت راز
شه بهگوش زینبی بشنید باز

گوش عشق آری زبان خواهد ز عشق
فهم عشق آری بیان خواهد ز عشق

با زبان دیگر این آواز نیست
گوش دیگر محرم این راز نیست

ای سخنگو لحظه ای خاموش باش
ای زبان از پای تا سر گوش باش

تا ببینم از سر صدق و صواب
شاه را زینب چه میگوید جواب

گفت زینب در جواب آن شاه را
کای فروزان کرده مهر و ماه را

عشق را از یک مشمه زاده ایم
لب به یک پستان غم بنهاده ایم

تربیت بوده است بر یک دوشمان
پرورش در جیب یک آغوشمان

تا کنیم این راه را مستانه طی
هر دو از یک جام خوردستیم می

هر دو در انجام طاعت کاملیم
هر یکی امر دگر را حاملیم

تو شهادت جستی ای سبط رسول
من اسیری را به جان کردم قبول

 

نثار شهدای کربلا و حضرت زینب سلام الله علیها، صلوات خالصانه هدیه فرمایید.

.

همچنین ببینید

معجزات/احیای کشته

  بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین احیای کشته از میثم تمار روایت …

چرا هلیم حواشی را هم می‌زنند؟

عبید زاکانی آورده است مردی ادعای خدایی کرد. حاکم وقت فرمان داد حبسش کنند. فردی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.