خانه / صراط عشق / اشعار / اشعار مخاطبان / شعر نو درباره سوره مبارکه صف

شعر نو درباره سوره مبارکه صف

بسم‌الله الرحمن الرحیم

قریب فجر عالم بود!

زمان کم‌کم به آخر می‌رسید و ظلمت دنیا عیان می‌گشت!

منادی سر بر آورد و ندایش پهنه اهل سماوات و زمین را خیره و مبهوت صوتش ساخت!

ندا در داد کای عالم و ای آدم! بپا خیزید!

کآن صاحب جلال و صاحب اکرام را قصد جدیدی در سر افتاده است!

سپس در داد این آواز، کل شی عالم را،

«بیایید ای همه سُکّان هر چه آسمان است و زمین، توبوا

برای کُلّ‌تان من یک بشارت، یک خبر دارم».

تو گویی باز او قصد کرامت کرده و تکریم و رشدِ ابن آدم را به سر دارد!‌

به میدان آمدست و با دو دست «العزیز و الحکیم» خود،

بلندی‌ها مهیا کرده و چشمش، به راه کل اشیاء است.

ولی گویی میان کل مخلوقات، او ویژه نظر سوی بشر دارد

صلا در می‌دهد:

ای مومنین!

جریان تسبیح رفیعی راه می‌اندازم و اُمّیدوار فضل‌تان هستم،

به این جریان زیبا روح بسپارید و از نورم بنوشید و بنوشانید،

برای کُلّ‌تان، رشد و ثمر را در نظر دارم»

ولی افسوس و صد افسوس! این رفتار آدم را

چه بد، نامردمی بودند، آن‌هایی که این دعوت به سوی ناکجا بردند.

و امید خدای مهربان را از میان بردند!

شما ای مومنینِ سست بنیان، که کلام خویش را تنها به لب دارید!

و عمق قول و گفتار شما چیزی فراتر از زبان و از دهان‌تان نیست

چرا پس آن‌چه را گفتید،

گفتن بود و ناکردن!؟

کجا پس شد عمل‌هاتان!؟

ندانستید آیا این چنین گفتن، به نزد خالق عالم، گران آید!؟

و او هم این چنین رفتار را هرگز نبخشاید!

شما کردارتان بد بود!

کسانی چون شما کی لایق رفتن به اوج و بهره‌مندی از چنین تسبیح زیبایند؟

شما نامرد مردانید و بد عهدان! شمایان را کجا و این چنین تسبیح!؟

چنین تسبیح را لایق، فقط مردان مردانند.

کجا هستند آن مردان؟

همان قومی که محبوب خدا بوده و محبوبش خدا باشد؟

کجا هستند آن شیران

که صف در صف و در آوردگاه جنگ با دشمن

چونان بنیان مرصوصی، همیشه حاضرند و

چشمشان سوی خدا باشد؟

که در جریان نورالله در آیند و خرامان تا ورای آسمان‌ها اوج گیرند و سرانجام چنین رفتارشان، با ربّ لقا باشد!

چنان قومی بود لایق که در جریان تسبیح خدا، فوق تمام ماسوی باشد!

ولی ای قوم فسق و قوم ظلم و قوم جهل و کفر و بدعهدی

که پیوسته پلیدی و خباثت را، انیس و مونس و یارید

روا نبود شما خود را همان قوم کریم و مورد لطف و نظر از سوی ربِّ خود حساب آرید

شما در عهد موسی، بنده خوب خدا را سخت آزردید و

دانستید موسی‌تان، رسول خالق یکتاست.

دلش را سخت بشکستید و دل‌هاتان خدا بشکست.

شما ای قوم فاسق! بد عمل کردید

شما عیسای روح‌الله را هم سخت آزردید و

دانستید عیسی هم رسول خالق و والاست

همان عیسی که تورات شما را او مُصدِّق بود

و بعد از خود، ظهورِ احمد محمود را بر لب بشارت داشت.

و احمد(ص) آمد و ای قوم ظالم، ساحرش خواندید!

نترسیدید ای مردم!؟ که بر حق افترا بستید؟

و ظلمی برتر از این نیست تا انسان به روی حق، دروغ و افترا بندد.

شما ای نسل یعقوب نبی و نسل یار نوح! آن عبد شکور رب،

که این هر دو بیازردید،

شمایان را کجا و ارتقاء و رفعت تسبیح!

شمایان را کجا و نور؟

شما کی لایق تسبیح زیبای خدا هستید!!؟

همان بهتر که در ظلمت بمانید و ذلیل و رو سیه باشید!

شما اطفاء نورالله را در سر همی دارید و او

نور خودش را تام خواهد کرد،

و از اکراه و از رفتار کفر آمیزتان او را ابایی نیست،

عباد الله و هم ابرار را از جام نورش او بنوشاند

ولی محروم و بی‌بهره، شما از جام خواهد کرد

ملالی نیست، پس بهتر که با اکراه و کفر و پر گنه باشید!

همه آواره گردید و

ز پیش دیدگانش رخت بر بندید!

شما کی لایق تسبیح زیبای خدا هستید!؟

خدا در دوردستانِ زمان، یک قوم حبّی را پسندیده

و گویا قوم سلمان را نظر دارد

همان قومی که می‌آیند و مشتاق علیّ و آل او هستند

و ایشان را پذیرای ولایت گشته و عهدی وزین بستند!

و طعم نور زهرا را چشیدند و

به شوق وصل انوار ولایت، جمله سر مستند

شما مشتاق آن قوم ولایی، منتظر از بهر تشکیل سپه باشید!

الا ای قوم حبّی که شما محبوبِ محبوبید و آن محبوبِ جان، قوم شما را مصطفی فرمود

برای رشدتان والا حبیب و آخرین پیغمبر و ختمی رسول و مصطفایش را صدا فرمود

و آن‌‌هنگام بهر یار و دلدارش، بساط نهر زیبایی که جنس نور دارد را به‌پا فرمود

و با ارسال او با دین حق و الهدایش، یار و دلدار و حبیبش را رضا فرمود

که تا همراه‌تان با لطف و با قوت،

تسلط بخشد و ظاهر کند آن دین حق بر جمله‌ی ادیان

وز آن پس، دین حق تنها شود دین شما و سایر خوبان

گیاه و شی و هم جن و مَلَک، هم طیر و هم حیوان،

ز دینداری‌ِتان، لذت برید و شاه را پیوسته محتاج نگه باشید!

الا ای مومنین! ای تابعان و یاوران سید خاتم!

شما آن‌ها که در آخر زمان آیید و

دین حق و آن زیبا هدایت را به عمق جان پذیرایید،

یکی هشدار و یک انذار اینک بهرتان دارم

در این نزدیک ایام و کمی دیگر، عذابی بس الیم و سخت را در پیش رو دارید!

شما دیگر به‌سان مردم پیشین به غفلت نگذرانید و

کمی هُشیار باشید و دو گوشِ جان، به این هشدار بسپارید

شما ای قوم محبوب خدا! باید ز آتش دور باشید و ز خشم و از عذابش در امان مانید

منم منجی‌تان زین آتش و هر آتشی دیگر،

شما همراه باشید و دل از تشویش بردارید

شما را نیست این آتش،

که این آتش شرارش بهر خفاشان و رو گردندگان از نور الله است

شما پیوسته باید دوست‌دار و مومن و عاشق برای نور شه باشید

شما ای مومنین! ایمان بر من را و ایمان بر رسولم را بیافزایید

و آن‌گه در رَهِ الله

با جان‌ها و با اموالتان، کارِ جهاد و جنگ را در پیش گیرید و

به میدان عمل آیید

که این خیر است و زیباتر، اگر عالم و هشیارید و دانایید

اگر همراه و یار‌ راه‌تان دیدم،

ذنوب جملگی مشمول غفران سازم و این‌گونه از آتش کنار آیید

بهشت و خانه‌های پاک مأوای شما گردد که تا آسوده در آن‌ها بیاسایید

رهید از نار و در جنت در آیید و فلاح و فوز را یابید و جنت را بیارایید

که این رستن ز نار و وارد جنت شدن، فوزی عظیم است و به شکرانه

روا باشد به سجده رفته و سر بر زمین سایید!

سرانجام شما این است و عقباتان چنین باشد،

ولی حالا و پیش از رخت بر بستن از این دنیا،

عطاهای دگر هم بهرتان دارم

کنم پیوسته‌تان نصرت و شیرین کامتان سازم

و جمله سرزمین‌های کناری شما را رامتان سازم

و در راه خدا یاری‌گر و همراهتان سازم

که می‌دانم شما این نصرت و این فتح را بسیار مشتاقید

ولی غیر از چنین نصرت و آن فتح قریب و سهل و آسانم،

برای مومنین یک‌بار دیگر،

یک بشارت، یک خبر، یک لطف دیگر در نظر دارم

دوباره صبح زیبا را قرین شام خواهم کرد.

دوباره نور خود را بهر مومن تام خواهم کرد.

قلوب مومنین با نور خود آرام خواهم کرد

به‌پا کردن بهشت اربعین، مر مومنین را زیر سر دارم

بهشت اربعین برپا و جمله مومنین خوشحال و شیرین کام خواهم کرد

درون این بهشت آیید و از دنیا رها گردید

الا ای مومنین! باید که انصار خدا گردید

و نورالله را کو بار دیگر تام گردیده،

خلیفه گشته و مجرای انوار خدا گردید

سپاه جبهه‌ی توحید را برپا کنید و بهترین یار خدا گردید

که می‌دانم شما صبح ظهور یار را بسیار مشتاقید

شبیه آن حواری‌ها که از قوم نصارا بوده و بعد از شنیدن گفته‌ی عیسی‌ع، قبول دعوتش کردند

و انصار خدا گشتند و در میدان نصرت پا نهادند و مسیح پاک را بَس نصرتش کردند

و از روح‌القدس، از نور زهرا س، نور مادر، بهره‌ها بردند و ذکر نعمتش کردند

و از مردم گروهی مومن ایشان شده، جمعی به ایشان کفر ورزیدند و آب از روی خود بردند

پس از آن مومنان تایید گردیدند و

بر آن کافران چیره همی گشتند و

کفر و شرک را باز از میان بردند

الا ای جبهه‌ی توحید و انصار خدا، ابزار برگیرید!

سپاه نور را همراه باشید و تمام یار برگیرید!

به یک هجمه بساط ظلم اسرائیل و اسرائیلیان از راه برچینید

و خیل دشمنان از پیش بردارید و یک‌یک، مانعانِ راه برچینید

و در این راه روح‌افزا، مهار نفس را بگرفته و این اسب سرکش را به یک سر تا ظهور مهدی زهرا س بتازانید

که با طی کردن این راه،

دوران سیاهی و تباهی‌ها به سر آید

و آن شاه جهان از لایه‌ی غیبت به در آید.

همچنین ببینید

شعر عاشورائی

. از پلکان قرب او پیوسته بالا می رود سوی ولی همواره از سمت تولا …

سپیدی دل مهمتر است یا سپیدی صورت؟

ويدئو/ سپیدی دل مهمتر است یا سپیدی صورت؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.