خانه / صراط عشق / متون / بازخوانی تجربه میانجی‌گری کشورها در دوران جنگ

بازخوانی تجربه میانجی‌گری کشورها در دوران جنگ

ماجرای «واسطه‌ها» در میانه بحران‌هایی چون «جنگ» شکل جالب‌تری به خود می‌گیرد. رفت و آمدهای به ظاهر خیرخواهانه‌ای که هدفی جز قانع کردن مظلوم به نفع ظالم ندارد و آتش‌بس‌هایی که هدفی جز تئوریزه کردن اشغال‌گری ندارد؛ یک روز در میانه «جنگ نظامی» و امروز در بحبوحه «جنگ اقتصادی».

داستان «واسطه‌ها» برای میانجی‌گری در مسائل مختلف جزو روش‌های معمول در دیپلماسی بین‌الملل است. فرستاده‌ها و نمایندگانی که با نیت‌های مختلف در مواقع خاص ظهور می‌کنند و علاقه دارند به حل موضوعات بین کشورهای دیگر کمک کنند. اما این ماجرا در میانه بحران‌هایی چون «جنگ» شکل جالب‌تری به خود می‌گیرد. رفت و آمدهای به ظاهر خیرخواهانه‌ای که هدفی جز قانع کردن مظلوم به نفع ظالم ندارد و آتش‌بس‌هایی که هدفی جز تئوریزه کردن اشغال‌گری ندارد. رجانیوز به بهانه رفت و آمدهای این روزهای فضای سیاسی کشور، نگاهی به یک تجربه تاریخی مشابه در ابتدای انقلاب داشته است، رفت و آمدهایی که یک روز در میانه «جنگ نظامی» رونق داشت و امروز در بحبوحه «جنگ اقتصادی». 

 

کمتر از یک ماه از آغاز جنگ توسط رژیم بعث علیه جمهوری اسلامی، بیست و هشتم مهر ۱۳۵۹، سفر هیات کنفرانس اسلامی متشکل از حبیب شطی، محمد ضیاء الحق، یاسر عرفات و … به تهران، برای پیشنهاد مذاکره و سازش با صدام به ایران صورت گرفت. پیشنهاد مشخص این هیات برقراری آتش‌بس میان ایران و عراق در حالتی بود که عراق در خاک ایران حضور داشت و هیچ نهاد بین‌المللی هنوز صدام را متجاوز و آغازگر جنگ ندانسته بود.

 

اما واکنش‌ها در داخل کشوربه این موضوع جالب توجه بود. حضرت امام خمینی(ره) در دیدار با این هیات با اشاره به جنایات صدام، آتش‌بس برای متجاوزی که در خاک کشور حضور دارد را یک آرزو دانسته و در مخالفت با پیشنهاد صلح و سازش کشورهای مسلمان، وظیفه آن‌ها در قتال با صدام را به آنان یادآوری کردند:

بدون هیچ سابقه و بدون هیچ دلیلی با پایمال کردن تمام مواضع بین المللی، صدام‏‎ ‎‏اقدام به هجوم به ایران کرد، آن هم با اسلحه هایی که آنطور که اشخاص مطلع به من‏‎ ‎‏توضیح داده اند از اسلحه هایی است که تا کنون اسرائیل استفاده نکرده است و ایشان‏‎ ‎‏استفاده کرده است و بسیاری از پیرمردها و جوانها و کودکان ما را کشته و بسیاری از‏‎ ‎‏مخازن ما را خراب کرده است. البته هرکس اینچنین جنایاتی بکند و شهرها و روستاهای‏‎ ‎‏ما را بگیرد، آرزو می کند آتش بس برقرار باشد. او خورده است و برده است و ظلم کرده‏‎ ‎‏است و ما خسارات را بدون جهت دیده ایم. این امری است که اینطور امکان ندارد.‏‎ ‎‏دولتها اگر می خواهند عملی بکنند و صلح و صفا باشد، باید با آن کسی که مهاجم بوده‏‎ ‎‏است و هجوم کرده است به یک مملکت اسلامی ـ فرضاً ـ اگر مسلم هم باشد باید‏‎ ‎‏دولتهایی که می خواهند صلح و صفا برقرار بشود، با او قتال کنند، تا اینکه برگردد به امر‏‎ ‎‏خدا.‏ (۲۸ مهر ۱۳۵۹)

 

همچنین شهید محمد علی رجایی درباره پیشنهادات میانجی‌گری برای آتش‌بس گفت:

ما میانجی‌گری را نخواهیم پذیرفت. این جنگ، جنگ با کشور نیست؛ جنگ عقیده با عقیده است. ما به هیچ وجه بحث سیاسی و مذاکره و حسن نیت را به معنای کسی که بخواهد ما را تشویق به مذاکره کند، نمی‌‏پذیریم.

 

او در جای دیگرتاکید کرده بود:

تنها شهادت است که ما را از صحنه نبرد خارج خواهد کرد. به همین جهت است که ما به هیچ وجه بحث میانجی و مذاکره و حتی حسن نیتی که بخواهد ما را تشویق به مذاکره کند نمی‏پذیریم. (فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق، شماره اول، تابستان ۱۳۸۱)

 

در انتهای دیدار هیات کنفرانس اسلامی با امام(ره)، حبیب شطی دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی در سوالی از امام می‌پرسد که آیا اجازه می دهند که عده ای از رؤسای دولتهای‏‎ ‎‏اسلامی در رأس هیأتی جهت بررسی به ایران بیایند و با ایشان دیدار کنند. امام در پاسخ وی فرمودند:‏

‎‏برای رسیدگی به جنایات صدام، آمدن به ایران مانعی ندارد.‏

 

پس از این پاسخ امام(ره)، در اجلاس بهمن ماه ۱۳۵۹، سازمان کنفرانس اسلامی طی قطعنامه‌ای از دو طرف درگیر خواست که با آتش بس فوری و خودداری از به کارگیری زور به مذاکره بپردازند. همچنین، در این جلسه اعضای کمیته‌ای با نام «حسن نیت برای میانجی‌‏گری» به منظور پایان دادن به جنگ انتخاب شدند. اعضای این کمیته آقایان احمد سکوتوره رئیس جمهوری گینه،‏‎ ‎‏الحاج داوود اجوارا رئیس جمهوری گامبیا، ضیاء الرحمن رئیس جمهوری بنگلادش، ضیاءُ الحق رئیس جمهوری پاکستان، بولنت اولوسو نخست وزیر ترکیه، حبیب‏‎ ‎‏شطّی دبیرکل کنفرانس اسلامی، یاسر عرفات دبیرکل سازمان آزادیبخش فلسطین و‏‎ ‎‏وزیران امور خارجۀ ترکیه، سنگال، بنگلادش و پاکستان بودند.

 

این هیات در سفر به ایران دیداری با امام(ره) داشت. امام در این دیدار با لحنی مقتدرانه مسئولان کشورهای اسلامی را به محکوم کردن جنایات صدام و مبارزه با او دعوت می‌کنند. ایشان همانند دیدار پیشین، با تاکید بر جنایات صدام گفتند:

من میل داشتم که اگر تشریف نبردید به این سرحَدَّات و به این ملتهایی که‏‎ ‎‏جنگ زده شدند، و این شهرهایی که خراب شدند، اگر نرفتید، بروید ببینید و به ممالک‏‎ ‎‏خودتان اطلاع بدهید که اطلاع شما، یک سندی است برای آنها. و من امیدوارم که‏‎ ‎‏مسلمین محکوم کنند این جائر را و محکوم کنند این رژیم را. (۴ بهمن ۱۳۵۹)

 

ایشان سپس با توجه دادن این هیات به وظیفه دینی و قرآنی خود می‌گویند:

شما اگر بخواهید به‏‎ ‎‏اسلام فکر کنید، باید آیات قرآن را منشأ قرار بدهید؛ همان طوری که دستور داده آیۀ‏‎ ‎‏قرآن که چنانچه یک طایفه ای از مسلمین ـ بر فرض اینکه مسلم باشند اینها ـ یک‏‎ ‎‏طایفه ای از مسلمین به طایفه ای دیگر هجوم بکند، بر همۀ مسلمین واجب است که با او‏‎ ‎‏قتال کنند.‏ شما به همین یک واجب الهی عمل بکنید. ما بیشتر از شما توقعی نداریم.‏‎ ‎‏شما به همین یک واجب که خدا امر فرموده است به شما و به همۀ مسلمین که چنانچه‏‎ ‎‏یک طایفه ای از مسلمین به طایفۀ دیگر تجاوز کرد باید با او مقاتله کنید، تجاوز را ببینید.‏‎ ‎‏و بفرستید، اگر خودتان وقت ندارید، یک نمایندگانی تعیین کنید بفرستید، در سرحَدَّات،‏‎ ‎‏در بلادی که مورد تجاوز اینهاست، مشاهده کنند. بفرستید در قبرستانهایی که برای ما‏‎ ‎‏آنها تشکیل دادند و قبرهایی که ما از شهدا داریم و آوارگانی که ما از شهدا داریم و از‏‎ ‎‏مردم ستمدیدۀ غرب و جنوب داریم آنها را ببینند، و ببینند که آیا ما تجاوز کرده ایم، یا‏‎ ‎‏آنها تجاوز کردند. اگر تشخیص دادید که ما تجاوز کردیم، با ما جنگ کنید. و اگر‏‎ ‎‏تشخیص دادید که آنها تجاوز کرده اند، با آنها جنگ بکنید. صلح بین اسلام کفر معنا‏‎ ‎‏ندارد. هیچ مسلمی نباید خیال کند که بین اسلام و غیر اسلام و مسلم و غیر مسلم باید صلح‏‎ ‎‏ایجاد بشود. باید حکم خدا عمل بشود. باید ما همه تابع قرآن کریم باشیم.‏

شما اگر مأموریتی دارید برای اینکه این آتش جنگ را بخوابانید ـ که آن‏‎ ‎‏هم آمال همۀ مسلمین است ـ باید متجاوز را به پای میز محاکمه بکشید، و متجاوز را‏‎ ‎‏تأدیب کنید؛ افرادی ‏‏[‏‏از آنها‏‏]‏‏ که در مملکت ما هستند به کنار بفرستید و از صدام‏‎ ‎‏بخواهید، تحکیم کنید بر او که از کشور ما برود بیرون و لشکر او از تجاوز دست بردارد.‏‎ ‎‏بعد از اینکه از تجاوز دست برداشت، یک هیأت بین المللی در اینجا باشد؛ آن هیأت‏‎ ‎‏بین المللی که در یک جایی تشکیل شد، رسیدگی کنند به جنایاتی که شده است؛ اگر ما‏‎ ‎‏جنایتکار هستیم، ما را تأدیب کنند. و اگر صدام جنایتکار است، صدام را تأدیب کنند. این‏‎ ‎‏طریقۀ اسلام است.‏ (۴ بهمن ۱۳۵۹)

 

اوایل سال ۱۳۶۰، پیشنهاد وزیران خارجه چهار کشور عضو سازمان عدم تعهد درباره پایان جنگ ایران و عراق نیز مطرح شد. بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۶۰، ابوالحسن بنی‌‌صدر طی نامه‌ای به حضرت امام(ره) تاکید کرد:

اگر بنا را بر صلح بگذاریم بهتر از این پیشنهاد، پیشنهادى ممکن نیست به‌ما بکنند. براى اینکه یک منطقه غیر نظامى در ایران و عراق به وجود مى ‏آید. باید بدانیم که انتشار این پیشنهاد و عدم قبول آن از نظر افکار عمومى خود ما که موافق ادامه جنگ نیست، خوش‌آیند نیست، مگر اینکه ما اطمینان به پیروزى کامل داشته باشیم و این اطمینان را به مردم بدهیم. (کتاب نامه‌ها از بنی صدر به خمینی و دیگران، انتشارات انقلاب اسلامی، خرداد ۸۵، ص۴۱۶-۴۱۹)

 

در اواخر سال ۱۳۶۰ روزنامه جمهوری اسلامی ترجمه گفتگوی اکبر هاشمی رفسنجانی با یک روزنامه عربی را به چاپ رساند که وی در آن، سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال پیشنهادات برای تحمیل مذاکره و صلح ساختگی به نفع صدام را به وضوح مشخص می کرد. هاشمی در این گفتگو به صراحت می‌گوید:

ما این پیشنهاد را رد کردیم و با هرگونه توافقی مخالفت خواهیم کرد.این پیشنهاد و پیشنهادهای مخالف را قبول نمی‌کنیم، مساله ضرر و منفعت نیست، مساله، مساله حق و باطل است. (روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۷ اسفند ۱۳۶۰)

 

بدین ترتیب واسطه‌ها و میانجی‌هایی که هدفی جز محدود کردن مظلوم و یاری ظالم نداشتند، با اقدام قاطع نظام جمهوری اسلامی از روش خود دست کشیدند، هر چند رئیس جمهور آن روز از دست رفتن فرصت مذاکره را شدیدا هشدار می‌داد!

همچنین ببینید

شعر طنز «دوران مجردی» در حضور رهبر انقلاب

http://www.rajanews.com/sites/default/files/content/videos/story/97-12/25/avc_6963de1a06292ce1ca0bbd03fd72307614081993-480p__49203.mp4

انقلابی گری حوزه صرفا به معنای شعار دادن نیست، باید دید حوزه چقدر پشتوانه تئوریک انقلاب شده است

این یک واقعیتی است که جریان سنتی حوزه نتوانسته ارتباط کافی و لازم را با انقلاب برقرار کند و نشست های دوره ای اساتید امروز این جریان را ابقاء و احیاء می کند. مشکل ما با آن ها این است که در حال بازسازی جریان سنتی هستند که نتوانسته با انقلاب ارتباطی برقرار کند و از غفلت اساتید انقلابی ما هم در جهت تقویت آن جریان استفاده می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.