خانه / صراط عشق / اربعین / رویش نور اربعین / یادداشت اول

رویش نور اربعین / یادداشت اول

با نیروهای جهادی طلاب استان تهران و خادمان موکب شباب امام الخامنه ای وارد روستای علاونه شهر حمیدیه شدیم.
مدتی از روزهای سیل گذشته و تقریبا آرامش به روستا بازگشته بود.
عده ای از بچه ها وارد کوچه ها و عده ای دیگر به خاکریزهای سیل بند رفتند تا زباله های حاصل از سیل رو جمع کنند.
چند ساعتی گذشت که خستگی در چهره ی بچه ها پیدا شد، هم چنان بدون هیچ گونه پاداش در حال تلاش بودند که ناگهان با صحنه ای آشنا مواجه شدیم.
چشم هایم را بستم و خاطراتم را مرور کردم، یک نفر در میانه جاده با مهربانی هلابیکم می گفت و دیگری با پارچی آب در دست به دنبال خدمت، آن دیگری با سینی حصیری بافتنی که شامل غذا و… بود قصد داشت تا بذل مال کند.
چشم هایم را باز کردم و دوباره با همان رفتارها مواجه شدم، اما نه در اربعین بلکه در روستاهای سیل زده، مردم با پارچ های آب و ظرف های غذا به استقبال جهادگران می آمدند، عده ای با مهر و محبت، صفا و صمیمیت خوش آمد گویی می کردند.
غرض از این نوشته توصیف پذیرایی های آن مردمان نیست، غرض مهر و محبتی است که از اقیانوس اربعین خروشان کرده و به دریای استانهای سیل زده ریزش کرده است و حال گویا دوباره نور اربعین، ایران را اربعینی کرده است.
ادامه دارد…

مستند رویش نور اربعین
اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۷

این تصاویر برشی از رفتارها و صفات اربعینی نیروهای جهادی و مردم سیل زده ی شهرها و روستاهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد است.

 

همچنین ببینید

بچه بسیجی!

سیل میاد بچه بسیجی! زلزله میشه بچه بسیجی! جنگ‌ میشه بچه بسیجی! لب مرز بچه بسیجی! تیر و ترکش بچه بسیجی! داعش میاد بچه بسیجی! فحش خوردن بچه بسیجی! اما حقوق، مزایا، ژن خوب، سفر خارج کشور، اختلاس و... واسه دیگران!

ایمان زلال

سلام مادر نماز و روزه هایتان قبول سیل نتوانست ایمان زلال تان را ببرد ما به فکر سفره ی افطارتان هستیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.