خانه / صراط عشق / اشعار / اشعار مخاطبان / شعر/ یا امیر المومنین (ع)

شعر/ یا امیر المومنین (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

«یا امیرالمومنین ع»

 

عالی ترین بهشت آسمانی از آن توست [1]

سرچشمه ی امور، بند نگاه توست [2]

 

عباد خدا هرچه می کنند از نیکی[3]

لوجه الله، که در دنیا از صفات توست[4]

 

هنگامه ی بعث و ظهور یوم الدین

اسم رب جلوه‌گر جایگاه توست[5]

 

آنگه که عرش خدا می کند ظهور

مقام امین[6]جایگه متقین در پناه توست

 

چون رسد قیامت به غایت خود نزدیک[7]

رجال الاعراف و موذن مقام توست[8]

 

با بانگ آسمانیت می شود جدا از هم

قسیم الجنت و النّار ز القاب توست

 

به کلامت صراط گردد آشکارا

سرّ طی مسیر دست ولای توست

 

آن طرف بهشت رضوان بر پا هست

اذن ورودش، به یک سلام توست

 

پروردگار عالم جلال و کرامتش

تکریم آدمیان به دست مهربان توست

 

کل عالم هستی از عرش تا به فرش

در قبضه ی نیم نگاهی ز چشمان توست

 

سالهاست ملائک به سجده آمده اند

زانچه ندانستند و علمش از آنِ توست

 

تَبارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِي الْجَلالِ وَ اْلإِکْرامِ[9]

شناخت خدایی خدا، بند شناخت توست

 

ایکاش در محضرت تراب می بودم

دل تراب است که ظرف اسرار توست

 

باشد روا که جان دهم شب شهادتت

زیرا که جان حقیرم بسته به جان توست

 

 

[1]  آسمان هفتم

[2]  چشمه امور(کافور)

[3] انسان 8 -وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسْکينًا وَ يَتيمًا وَ أَسيرًا

[4] انسان 9- إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لا نُريدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُورًا

[5] واقعه

[6] دخان 51

[7] یوم ششم قیامت

[8] اعراف 46

[9] الرحمن78

همچنین ببینید

میثم بخوان دوباره…

(دل میرود زدستم صاحبدلان!خدارا) حرفی نمی توان زد ارباب وکدخدارا آزادی بیان کو؟فحش است نقدِبرجام …

خانه مادر مهربان

مادری بود با بچه‌هاش

یکی بود یکی نبود مادری بود با بچه هاش مادر به هر طرف می رفت بچه ها هم همراه او از این طرف به اون طرف بچه ها هم همراه او همه با هم شاد بودند همه با هم یار بودند تا که یه روز مادرمون روانه دنیا شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.