خانه / صراط عشق / متون / پهلوی بخاطر ترس از انگلیس، به جدایی بحرین از ایران رای داد

پهلوی بخاطر ترس از انگلیس، به جدایی بحرین از ایران رای داد

به عبارتی، سران پهلوی از ترس رویارویی و تقابل با انگلیس و برای جلب رضایت این کشورحاضر شدند تا بحرین که چندین قرن تحت حاکمیت ایران بود را از ایران جدا کنند.

بحث جدایی بحرین از ایران موضوعی نبود که محدود به یکی دو سال منتهی به سال 49(سال جدایی بحرین) باشد. چرا که تقریبا از اوایل قرن نوزدهم که انگلیسی ها وارد منطقه خلیج فارس شدند و در ادامه بحرین تحت استعمار انگلیس قرار گرفت، زمزمه‌های جدایی طلبی بحرین که از سیاسیت های انگلیس بود نیز آغاز شد.

 

به گزارش رجانیوز، یکی از مسائل تنش زا بین ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی اختلاف بر سر حاکمیّت بحرین بود. ورود استعمار انگلیس به مناطق جنوبی ایران و خلیج فارس به دوره صفویه و رقابت این کشور با استعمارگران دیگر اروپایی مثل پرتقال، اسپانیا، هلند و فرانسه بر می‌گردد .

 

دخالت انگلیس، به بهانه مبارزه با برده!

دخالت انگلیس در بحرین با بهانه از بین بردن دزدان دریایی منطقه و مبارزه با تجارت برده! آغاز شد.

 

این دخالت های انگلیس با قاچاق اسلحه به عشایر ایران و افغانستان، مسلح کردن نیروهای واقع در عمان، برای تامین منافع انگلیس در منطقه همراه شد.

 

 

با کشف ذخائر نفتی در بحرین، حضور و نفوذ انگلیس در بحرین برای کسب منافع حاصل از نفت آن، شدت بیشتری به خود گرفت و با دخالتهای گاه و بیگاه انگلیسی‌ها زمینه های جدایی این بخش از کشور فراهم شد. رژیم پهلوی نیز به دلیل ضعف نظامی، وابستگی به انگلیسی ها و فقدان دیپلماسی سیاسی قدرتمند، نتوانست حاکمیّت خود بر بحرین را حفظ کند.

 

از همین رو در سال ۱۳۴۷، شاه طی دیداری که از هند داشت درباره بحرین، چهاردهمین استان ایران گفت‌: «اگر مردم بحرین مایل نباشند به کشور ما ملحق شوند هرگز به زور متوسل نخواهیم شد و هر کاری که بتواند اراده مردم بحرین را به نحوی که نزد همه جهانیان به رسمیت شناخته شود، نشان دهد خوب است.»

 

چراغ سبز پهلوی برای جدایی بحرین

‌با این چراغ سبز محمد رضا پهلوی و از طرفی مذاکرات پنهانی بین ایران و انگلستان، برای اولین بار حکومت ایران پذیرفت که با فرستادگان شیخ بحرین به عنوان حاکم آن جزیره وارد گفتگو شود!

 

استدلالی که درباره برای مذاکره با فرستادگان حاکم بحرین برای تصمیم گیری برای جدایی این منطقه از ایران داشتند این بود که با چشم پوشی و صرف نظر از بحرین، ایران می‌تواند حاکمیت خود بر جزایر سه‌گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را اثبات کند. این درحالی بود که این جزایر نیز همچون بحرین، پیش از آن جزئی از خاک ایران به حساب می‌آمد و لزومی نبود که ایران بخواهد برای اثبات حاکمیت خود، بحرین را از دست بدهد.

 

در نهایت نماینده ایران با ژستی دیپلماتیک و وطن دوستی در جلسه شورای امنیت با اظهار این نکته که دولت متبوعش آرزومند سعادت مردم بحرین است، جدایی بحرین از ایران را به رسمیت شناخت. اعضای شورای امنیت سازمان ملل نیز در 1349/2/22 باتفاق آرا قطعنامه ای را که منجر به جدایی بحرین می‌گردید، تصویب کردند و بحرین برای همیشه از ایران جدا شد.

 

اسدالله علم در خاطرات خود، واکنش رسانه‌های پهلوی به جدایی بحرین را اینچنین توصیف می‌کند: «گوینده خبر رادیوی ایران چنان با افتخار و غرور آن خبر را خواند که گویی هم‌اکنون بحرین را فتح کرده‌ایم.»

 

اردشیر زاهدی داماد شاه وزیر امور خارجه پهلوی در مصاحبه با خبرنگار مجله لایف در 11 بهمن 1349 درباره جدایی بحرین می‌گوید: «بحرین در حدود 150سال پیش از ما دور بود، چون انگلیسیها گفتند از منطقه باید بروند و ما برای اینکه خطری ایجاد نشود گفتیم هرچه نظر اکثریت اهالی است و هر چه آنها تصمیم گرفتند برای ما هم قابل قبول است، مسئله به سازمان ملل مراجعه شد و ما نظر اکثریت را قبول کردیم.»

  

امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت دربار پهلوی نیز در پاسخ به سوالی در این باره می‌گوید: «صحیح است ما قدرت داشتیم و نیروی دریایی و هوایی ما قوی بود ولی ما طالب صلح هستیم ضمناً دیدیم در 150سال گذشته که دیگران در بحرین دخالت داشته‌اند وضعی به وجود آورده‌اند و چون ما قصد نداشتیم به آنها بگوییم بروید، کار را به آن صورت که گفتیم حل کردیم.»

 

به عبارتی، سران پهلوی از ترس رویارویی و تقابل با انگلیس و برای جلب رضایت این کشورحاضر شدند تا بحرین که چندین قرن تحت حاکمیت ایران بود را از ایران جدا کنند.

 

ایران با پذیرش نظرسنجی راجع به استقلال بحرین ادعای تاریخی خود را با یک نوع مشروعیت اخلاقی یا حقوقی جانشین کرد؛ نظرسنجيی ای که فقط دستاویزی برای توجیه افکار عمومی در سطح داخلی و بین‌المللی بود. مطابق عرف بین‌الملل، هیچ وقت در موقع صلح از دولتی نمی‌توان تقاضا کرد از حق سیادت خود بر یک قطعه از خاک خود صرف‌نظر کند به این عنوان که ساکنین آن قطعه به زبان ملی آن دولت متکلم نیستند یا اینکه آن قطعه به واسطه دریا از آن مملکت جدا شده باشد. بحث در دلایل جغرافیایی و نژادی نیز وقتی ممکن است مورد داشته باشد که یک دولتی دعوی الحاق یک قطعه خاک جدید را به مملکت خود به همین عنوان تقاضا کرده باشد، گذشته از حقوق ایران در جزایر بحرین، روابط نژادی و اقتصادی آن جزایر با ایران بیشتر از ارتباط آنها با هر مملکت مستقل متمدن دیگری بود؛ اما ایران سرانجام پس از یک‌ونیم قرن منازعه و کشمکش با انگلستان به دلیل سازش و توافق پنهانی بین محمدرضا شاه پهلوی و قدرتهای غربی از بحرين رسماً دست برداشت تا به مقام ژاندارم و حافظ منافع غرب در خليج‌فارس نائل آيد؛ قاعدتاً او برای ايفای چنين نقشی بايد چيزی می‌گرفت نه اينكه چيزی می‌داد.[1]

 

 

 

1-موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

 

همچنین ببینید

منشأ ترس اسرائیل از غزه

جنگ غزه در روزهای شنبه و یکشنبه این هفته اگرچه از نظر زمان و مکان، …

بحرین و امارات 6 میلیارد دلار دیگر از آمریکا اسلحه می‌خرند

مقامات آمریکایی می‌گویند پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا موافقت خود را با قرارداد۶ میلیارد دلاری فروش سامانه پاتریوت و جنگنده‌ اف ۱۶ به بحرین و امارات عربی متحده اعلام کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.