شعر «ماه ولا»

ماه ولا

ماه خدا رسید و دل از دست داده ام
بی تاب یک توجه شاه ولایتم

گر ذره آسمان برود هیچ عجیب نیست
دست ولای علی(ع) العجایب است

دستی که نوح زطوفان رها بکرد،
دستی که آتش نمرود سرد کرد،

دستش بود ید بیضای موسوی
بسط سلیمان برود با نظاره اش

جبران آن هبوط شود با هدایتش
جنت و نار قِسم شود با اشاره اش

یوم القیامة در آن دشت پر هراس
صوت علی(ع) بود، بانگ مُؤذنش

ای کافران و گمرهان مانید تا ابد
در پشت آن حجاب بی بهره از نور حیدرش

ناد علی بودآن مظهر عجاب
هر همّ و غمّ برود با ذکر امجدش

اهل بهشت سرخوش و مسرور در بهشت
با یک اشاره مولا بشنوند ساکنش

شور بهشت نه به جنات و چشمه هاست
عیش بهشتیان بود تماشای چهره اش

او قائد غر المحجلین باشد
یعسوب دین علی(ع) بود و ساقیست کوثرش

او عشق فاطمه(س) و جان شیعه است
ذکر ز پافتادگان بُود یا علی(ع) مددش

او باشد آن امیر بهر همه مؤمنین به تا ابد
مولای متقین بود و اذن داورش

ذکر علی(ع) است جنت را صدای دق الباب
ذکر علی(ع) است عبادات مؤمنش

آنقدر یا علی(ع) بگویم و هر دم ز او زنم
تا بشکفد بر لب مادر(س) تبسمش

هر چند واژگان نشد آنگونه خوش نِشند
اما نشان شوند ز دلم حبّ وافرش

همچنین ببینید

شعر/ ادبیات پایداری

دور تا دور حوض خانه ی ما پوکه های گلوله گل داده است پوکه های …

شعر/ در انتظار لطف مادر مهربان

بیا گرد وجود پاک مادر مهربان باشیم/ بیا چون قاصدک هایی به دور او روان باشیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.