خانه / صراط عشق / متون / وقتی می‌گویند حتی آب خوردن دست دشمنان است نتیجه‌اش تحقیر می‌شود

وقتی می‌گویند حتی آب خوردن دست دشمنان است نتیجه‌اش تحقیر می‌شود

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: وقتی می‌گویند شما نمی‌توانید و حتی آب خوردن دست دشمنان غرب است نتیجه‌اش تحقیر می‌شود و وقتی تحقیر کردند افراد حقیر می‌شوند.

حسن رحیم‌پورازغدی در دانشگاه نیشابور با اشاره به بیانیه گام دوم انقلاب، گفت: بیانیه گام دوم انقلاب دارای وظایفی تمدنی و جهانی است و باید توقعمان از خودمان افزایش یابد، این مهم است که یک ملت خودش را چگونه تعریف کند و براساس این تعریف توقع و سطح زندگی تغییر می‌کند.

به گزارش جهان‌نیوز، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: ملت‌هایی که خودشان را تحقیر می‌کنند و صاحبان قدرت و رسانه را تعریف می‌کنند، کارایی مردم و کشور را پایین می‌آورند و امیدها، تصمیم‌ها و برنامه‌ریزی‌ها حقیر می‌شود. براساس احادیث فردی که حقیر شده باشد، چیزی برای از دست دادن ندارد و هر خیانتی را انجام می‌دهد.

وی خاطرنشان کرد: وقتی می‌گویند شما نمی‌توانید و حتی آب خوردن دست دشمنان است، نتیجه‌اش تحقیر می‌شود و وقتی تحقیر کردند افراد حقیر می‌شود. آسیب‌های اجتماعی از تحقیر شدن می‌آید و یکی از نکات مهم بیانیه گام دوم انقلاب قرار دادن و تعریف کردن خود در سطح برتر تمدن‌سازی متصور است.

رحیم‌پور ازغدی بیان داشت: باید تلاش کنیم تمدنی بسازیم که از مزایایی شرق و غرب استفاده کنیم، ولی مشابه این دو نباشد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: همه ائمه(علیهم‌السلام) و حتی امام زمان(عجل‌الله فرجه) کارشان سیاسی است و مبارزه با جور و ایجاد عدالت تمام سیاسی است، تنها کاری که امام زمان

(عجل الله فرجه) برای اولین بار انجام می‌دهد، برانداختن تمام حکومت‌های فاسد است، ما سیاست‌زده نیستیم، ولی سیاسی هستیم.

وی گفت: شیعه انگلیسی اسلام غیرسیاسی است، ولی شیعه واقعی عزاداری را در کنار سیاست می‌داند.

همچنین ببینید

بی تدبیر یک نفر، تحقیر یک ملت…

ويدئو/ تدبیر یک نفر، تحقیر یک ملت...

خاطره‌ای زیبا از زبان مرحوم حجت‌الاسلام سیدعلی اکبر ابوترابی

در اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان می‌گفتیم، اما به گونه‌ای که دشمن نفهمد. روزي جوان هفده ساله ضعیف و نحیفي، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت: «چیه؟ اذان می‌گویی؟ بیا جلو»! یکی از برادران اسدآبادی دید که اگر این مؤذن جوان ضعیف و نحیف، زیر شکنجه برود معلوم نیست سالم بیرون بیاید، پرید پشت پنجره و به نگهبان عراقی گفت: «چیه؟ من اذان گفتم نه او».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.