خانه / صراط عشق / متون / سانتریفیوژها از چرخش افتاده‌اند و چرخ اقتصاد هم با ناله می‌چرخد!

سانتریفیوژها از چرخش افتاده‌اند و چرخ اقتصاد هم با ناله می‌چرخد!

در حالی حسن روحانی دو روز پیش مدعی بهتر چرخیدن چرخ‌های اقتصاد و هسته‌ای نسبت به سال 92شد که واقعیت‌های آماری و حقایق زندگی مردم خلاف این ادعا را نشان می‌دهد.

به گزارش خبرنگار ما،یکی از وعده‌های مهم حسن روحانی در انتخابات سال 1392 این بود که هم چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد و هم چرخ زندگی مردم. این وعده رئیس‌جمهور که در اعتراض به سیاست خارجی دولت قبلی عنوان شده بود، باعث شد مردم به راه جدیدی که وی معرفی کرده بود اعتماد کنند تا شاید با استراتژی جدید، مشکلات کشور کاهش پیدا کند.

با این حال، طی شش سال گذشته، دولتمردان تلاشی برای تحقق یافتن این گفته نکردند؛ البته طبیعی بود که با مدیریت نامناسبی (که دولت در حوزه‌هایی مثل اقتصاد) داشت، جایی برای محقق شدن وعده مذکور باقی نمی‌ماند، اما رئیس‌جمهور در سخنان جدید خود مدعی شده که هر دو چرخ مذکور بهتر از گذشته می‌چرخد!

رئیس‌جمهور دو روز پیش در سیزدهمین سالروز ملی فناوری هسته‌ای  گفت:  «اگر در سال 92 گفتیم که سانتریفیوژ بچرخد و زندگی مردم هم بچرخد به قول خود عمل کردیم. چرخ سانتریفیوژ بهتر و دقیق‌تر از گذشته می‌چرخد. ملت ایران هم در رشد و توسعه علمی و اقتصادی هر روز قدم جدیدی برمی‌دارد.»

سخنان روحانی درخصوص اینکه در زمینه چرخیدن چرخ سانتریفیوژ و چرخ زندگی مردم «به قول خود عمل کردیم» مایه تعجب فعالان رسانه‌ای شد، چون توقعی که روحانی از شعار خود در ذهن مردم ایجاد کرده بود، به هیچ وجه تصور نمی‌شد به شرایط کنونی ختم شود.

آنچه تاکنون اتفاق افتاده این بوده که در این دولت به بهانه چرخیدن چرخ زندگی مردم چرخ سانتریفیوژها کند شده و از طرف دیگر، همان چرخ زندگی مردم هم نه تنها بهتر نچرخیده بلکه چرخش آن کندتر هم شده است؛ به عبارت دیگر، نه تنها وعده رئیس‌جمهور محقق نشده، بلکه به صورت برعکس نتیجه داده است.

چه اینکه چرخ سانتریفیوژها طی این دوره، حرکت کند تری تجربه کرده و علاوه‌بر اینکه تعداد سانتریفیوژهای فعال کاهش پیدا کرده، میزان غنی‌سازی و ذخیره اورانیوم غنی شده کشورمان تا حد محسوس و چشمگیری (حدود 98 درصد) کاهش داشته است.

ضمن اینکه از آقای روحانی که مدعی چرخیدن چرخ سانتریفیوژها در حال حاضر است، باید پرسید برفرض اینکه تعدادی از این سانتریفیوژها بچرخد، وقتی غنی‌سازی از 20 درصد به سطح بسیار پایینی کاهش یافته، و نیز میزان ذخیره اورانیوم هم همواره نباید از 300کیلو فراتر برود پس چگونه می‌توان مدعی فعالیت هسته‌ای –آن هم بهتر از دوران قبل- بود در حالی که در دوران قبل بیش از 10هزار کیلو اورانیوم غنی شده در ذخیره داشتیم؟

از سوی دیگر، اگر چرخ زندگی مردم در طول پنج سال اخیر بهتر چرخیده چگونه است که شاخص‌های اقتصادی و ادراک مردم خلاف آن را نشان می‌دهد؟ در ادامه بیشتر به آمارهای رسمی در این باره می‌پردازیم.

گرانی‌های کمر شکن

در طول سال‌های گذشته تقریبا هر چند ماه یک بار شاهد گرانی یکی از اقلام مصرفی مهم در سفره مردم بودیم، نمونه‌های اخیر آن را هم در مرغ و گوشتی که به طور جداگانه تا کیلویی 16 و 100 هزار تومان افزایش یافت و حتی در گوجه و پیاز هم این گرانی را دیده‌ایم مثلا در همین چند هفته اخیر پیاز تا کیلویی 15 هزار تومان افزایش یافت و گوجه نیز با سیاست دولت گران‌تر شد تا نوسان قیمتی علاوه‌بر غذای مردم، سالادهای همراه غذا را هم تحت‌الشعاع قرار دهد!

امروز مردم می‌پرسند چگونه است که هر دفعه یک کالا به نحو چشمگیری گران می‌شود و از پسته و آجیل تا میوه و سبزیجات دستخوش این تغییرات قیمت می‌شود؟ وضعیت مسکن نیز از همه این موارد تاسف بارتر است، چنانچه آمارهای بانک مرکزی از شاخص بهای مسکن در بهمن 97 نسبت به بهمن 96 نشان می‌دهد، متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در تهران، 85/1 درصد افزایش، به 9 میلیون و 967 هزار تومان افزایش یافته است.

علاوه‌بر این، آمارهای مذکور نشان می‌دهد تعداد معاملات نیز به طرز محسوسی کاهش یافته و در مقایسه با بهمن 96، با 49/2 درصد کاهش! به 9 هزار 343 مورد رسیده (و به عبارت دیگر، نصف شده) است. افزایش نزدیک به دو برابری قیمت هر متر مربع مسکن طی یک‌سال (بهمن 96 تا بهمن 97) و رشد درآمدی بسیار پایین‌تر از رشد قیمت مسکن؛ خرید خانه را طی سال گذشته عملا به یک رویا تبدیل کرد.

تورم ویرانگر در چرخ زندگی مردم

همانطور که ‌اشاره شد، افزایش قیمت در کالاهای اساسی و کالاهایی که نمود بیشتر در سفره مردم دارند به خوبی نشان می‌دهد که چرخ زندگی مردم بهتر از قبل نمی‌چرخد! فراموش نکنیم که رئیس‌جمهور در تبلیغات ریاست جمهوری خود در سال 1392 اعلام کرده بود ملاک تورم، جیب مردم است؛ و لذا مباحث مطرح شده برای صحت سنجی سخنان روحانی کافی است، با این وجود، آمارهای کلان هم بیانگر فشار مضاعف تورم بر معیشت مردم است.

در همین زمینه، جدیدترین آمار صندوق بین‌المللی نشان می‌دهد نرخ تورم ایران در سال 2018 نسبت به سال 2017 از 9/6 درصد به 31/2 درصد افزایش یافته است، یعنی طی یکسال گذشته نرخ تورم بیش از سه برابر شده و در همین سال، ایران به لحاظ تورم در جایگاه ششم جهان قرار گرفته و جایگاهش نسبت به سال 2017  که در رتبه 22 قرار داشت، شانزده پله بدتر شده است.

لازم به ذکر است، هرچه رتبه در این گزارش بیشتر باشد نشان‌دهنده تورم کمتر است و پرتورم‌ترین کشور در جایگاه نخست قرار دارد. برهمین اساس، ونزوئلا با 929 هزار درصد در رتبه نخست،‌ سودان جنوبی با  83/49 درصد و سودان نیز با 63/29 درصد در جایگاه‌های دوم و سوم پرتورم‌ترین کشورهای جهان قرار دارند. پس از آن هم یمن با 41/77 درصد و آرژانتین با 34/27 درصد تورم در جایگاه چهارم و پنجم و ایران در جایگاه ششم قرار گرفته‌اند.

تعمیق رکود با رشد منفی اقتصادی

در ابتدای این نوشته‌ اشاره کردیم که عدم تلاش دولتمردان برای موفق جلوه دادن شعار روحانی، قابل تامل است، با این حال، اینکه روحانی دقیقا در این زمان مدعی بهبود شرایط اقتصادی است خیلی تعجب‌آور است! شاید اگر این ادعا در زمان رشد اقتصادی سال‌های گذشته که به مدد رونق نفتی ایجاد شده بود، درست به نظر می‌رسید؛ اما الان که آمارهای رسمی و بین‌المللی حاکی از ورود مجدد ایران به رکود است چگونه می‌توان از بهبود چرخیدن چرخ زندگی مردم حرف زد؟

صندوق بین‌المللی پول در گزارش مذکور همچنین اعلام کرده رشد اقتصادی ایران در سال 2018 به منفی 3/9 درصد کاهش یافته است. به عبارت دیگر، رشد اقتصادی ایران در شرایطی حدود چهار درصد کمتر شده که پیش از آن (در سال 2017)حدود 3/7 درصد رشد داشته بود. رشد منفی اقتصادی در یک کلام به این معنی است که یک خودرو در اتوبانی که خودروهای دیگر با سرعت در حال حرکت هستند، دنده عقب بگیرد!

نکته دیگر اینکه، این نهاد بین‌المللی از کاهش رشد اقتصادی ایران در سال 2019 به منفی شش درصد خبر داده که ناشی از عملکرد ناامید‌کننده دولت می‌باشد. بر همین اساس، همچنان جای تعجب و شگفتی است که دولت با این همه ناکامی در حوزه اقتصادی باز هم می‌تواند ادعا کند که چرخ زندگی مردم بهتر از گذشته می‌چرخد! البته این پیش‌بینی‌ها لزوما اتفاق نمی‌افتد و می‌توان با تصحیح خطاهای گذشته آن را تغییر داد اما این موضوع نیازمند تغییر رویه است.

رتبه جهانی بیکاری ایران بدتر شد

نکته دیگر اینکه در زمینه رکود اقتصادی، وضعیت بیکاری کشور نیز بدتر شده و صندوق بین‌المللی پول، میزان بیکاری در ایران در سال 2018 را 13/7 درصد اعلام و پیش‌بینی کرده که نرخ بیکاری کشور در سال 2019 (سال جاری میلادی) به 15/4 درصد افزایش یابد. بر اساس این گزارش، نرخ بیکاری در ایران در سال 2017 برابر با 11/8 درصد بوده است که به این ترتیب با افزایش بیکاری مواجه شده‌ایم.

متاسفانه وضع بیکاری جوانان از این هم بدتر است و معمولا بیکاری کل، رقم پایین تری نسبت به بیکاری جوانان دارد. همچنین رتبه جهانی ایران در میان کشورهای مورد بررسی، چهار پله بدتر شده و از رتبه 17 در سال 2018 به جایگاه 13 رسیده است! لازم به ذکر است، هرچه رتبه کشوری بالاتر باشد یعنی بیکاری کمتری دارد و هرچه رتبه کمتر و به ابتدای فهرست نزدیک شویم کشورها با نرخ بیکاری بیشتری مواجه هستند.

رتبه ایران به لحاظ بیکاری هنوز نتوانسته به جایگاه پیش از دولت یازدهم بازگردد و طی سال‌های 2013 تا 2018 (1392 تا 1397) 16 پله بدتر شده است. رتبه ایران در رده‌بندی کشورهای جهان به لحاظ بیکاری در سال 2013 برابر با 29 و در سال 2014 برابر با 26 بوده است که در سال 2015 به 25 و در سال 2016 به 19 و در سال 2017 به 17 رسیده که به معنای بدتر شدن جایگاه ایران در رده‌بندی جهانی است.

توجه به تولید: راهکار خروج

از شرایط فعلی

هرچند دولت حسن روحانی بدون توجه به مبانی اقتصاد مقاومتی و رویکرد حمایت از تولید، فرصت‌های زیادی را از دست داده و بعضا باعث مشکلات عدیده‌ای در اقتصاد ایران شده، اما با توجه به اینکه هروقت جلوی ضرر را بگیریم منفعت است؛ باید گفت هر زمانی که دولت نگاه اقتصادی خود را از جلب حمایت غرب و توجه به آنها برگرداند و نگاه خود را معطوف به ظرفیت‌های داخلی کند، مشکلات کشور نیز حل می‌شوند.

در حقیقت نسخه برون رفت از شرایط کنونی و حل اصولی مشکلات اقتصادی، توجه به تولید داخلی است؛ با این روش می‌توان رشد اقتصادی مثبت، بیکاری کم و رونق را تجربه نمود، وگرنه اگر تا ابد هم چشم ما به کمک و همراهی غرب باشد، نه تنها پیشرفت نمی‌کنیم بلکه عقب هم می‌رویم؛ نمونه بارز این ادعا هم شرایط کنونی است که با گره خوردن اقتصاد کشور به برجام و توافق هسته‌ای به وجود آمده است.

رئیس‌جمهور محترم نیز بهتر است به جای توجیه عملکرد اقتصادی دولت، همین رویکرد را برگزیند چراکه حرف‌هایی از قبیل بهبود چرخیدن چرخ‌های سانتریفیوژ و زندگی مردم؛ نه تنها مورد قبول مردم واقع نمی‌شود بلکه توفیقی هم ایجاد نخواهد کرد. بهتر است واقع بین بود و با پذیرش‌اشتباهات در رویکرد پیش گرفته شده، قدم در راه حمایت از تولید ملی و اجرای واقعی اقتصاد مقاومتی گذاشت تا ان‌شاءا… حداقل چرخ زندگی مردم بهتر از قبل بچرخد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.