شعر/ گوهر دریا

چه دانستم که این دریای بی پایان چنین باشد
بخارش آسمان گردد کف دریا زمین باشد

لب دریا همه کفر است و دریا جمله دین داری
ولیکن گوهر دریا ورای کفر و دین باشد

عطار

همچنین ببینید

شعر/ بی‌قرار بهشت

تمام  وجودم  نشان  از  وجودت/ حیاتم زِ لطف و زِ اِکرام و جودت

شعر/ جز پنجره ات شها پناهگاهی نیست

ایران اگر این سرا و بستان دارد / یک شاه فقط شاه خراسان دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.