خانه / صراط عشق / شورای نویسندگان / کوثر عطای الهی (۲): مقوله ای بسیار قیمتی و از جنس آخرت

کوثر عطای الهی (۲): مقوله ای بسیار قیمتی و از جنس آخرت

کوثر مقوله ای بسیار قیمتی متعلق به حضرت زهرا سلام الله علیه می باشد، که از جنس آخرت است.
بسمه تعالی
من محقق نیستم، ولی چه باید کرد که علمای دین با تبعیت از دستورات الهی، مرا مکلف به تفکر و تعمق در آیات الهی کرده‌اند و در فهم دین، ما را از تقلید باز داشته‌اند. برایم بسیار دشوار است که با این فرهنگ خو بگیرم و نسبت به عناصر دین، حساس و برای فهم آن‌ها کوشا باشم.
در یادداشت قبل عرض شد که کوثر مقوله‌­ای بسیار قیمتی متعلق به حضرت زهرا سلام‌­الله علیه می­باشد و با مراجعه به تفسیر علامه طباطبائی به دو معنی که ایشان به آنها صحه می­گذارند، پرداختیم. یکی به معنی خیر کثیر که گفته شد این معنی به ما تصویر روشنی از کوثر نمی‌­دهد و دیگری تکثیر در نسل رسول­الله ص که آن هم مورد اشکال است، چرا که نسل دشمنان رسول بریده نشده است. لذا گمانم این است که باید جواب دقیق‌تری وجود داشته باشد.
توجه داشته باشیم که ما وارد آخرالزمان شده­‌ایم و در مقابل‌مان فتنه‌­های قبل از ظهور وجود دارد و برای محفوظ ماندن از فتنه‌­ها باید هر چه بیشتر با معارف اهل‌بیت(ع) آشنا شده با آن مأنوس شویم. پس باید تلاش خود را بکنیم و در گفتمانی معارفی، همدیگر را تشویق به تحقیق در معارف الهی نماییم.
خداوند در آیه اول سوره کوثر با لحنی مادرانه خطاب به رسول‌الله(ص) چنین می­فرماید که «ما به شما کوثر را عطا کردیم»، لذا این عطا مخصوص ایشان است. در آیه دوم رفتار در مقابل این عطای گرانقدر را مطرح نموده و می­فرماید: «نماز بگذار و دستانت را در زمان تکبیر تا گردن بالا بیاور». در آیه سوم به تبعات آن اشاره می­فرماید و می‌گوید: «دشمنان شما نسل‌شان بریده خواهد بود».
سوره کوثر کوچکترین سوره قرآن است و رسیدن به معانی در آن دشوار می­باشد، ولی با یافتن آیه­ای مشابه در دیگر سوره­‌ها شاید بتوان به معانی بیشتری در مورد کوثر پی برد. برای فهم بهتر، جستجو در قرآن را شروع کردم تا ببینم آیا خداوند در سوره‌ی دیگری به عطاهای به خوبانش اشاره‌ای داشته یا خیر؟ چون قرآن را کلام برترین و زبردست‌ترین سخنران عالم می‌دانم، یقین داشتم که کلام خداوند کامل است و چیزی را فروگذار نکرده است، لذا با دل‌گرمی تمام، کار جستجو درباره‌ی ریشه‌های کلمه عطا را در قرآن آغاز نمودم. در جستجوی خودم به عطاهای زیادی رسیدم، اما از میان آن‌ها، عطاهای خداوند به خوبانش را مد نظر قرار دادم و به این ترتیب به شش آیه رسیدم. از میان این شش آیه، تنها یک آیه بود که در آن خداوند اشاره به عطایی به رسول‌الله را وعده می‌داد و آن آیه‌ی ۵ سوره الضحی بود. جالب این بود که درآن‌جا هم این لحن مادرانه در کلام موج می‌زد. آیه عبارت بود از «وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی» یعنی پروردگارت به زودى عطایى مى‌كند كه راضى شوى.
این آیه شباهت زیادی به آیه اول سوره کوثر دارد. در این آیه خداوند خبر از عطایی می­دهد که به زودی به رسول­الله(ص) خواهد داد و در سوره کوثر خبر از عطایی می­شود که به رسول‌­الله(ص) داده شده است. در هر دو آیه، آن عطا توسط خداوند و بدون به کار گیری فرد یا فرشته‌ای به رسول‌­الله داده می­شود و این بدان معنی است که آن عطا بسیار عظیم‌تر از آن است که بخواهد توسط ملائک عطا شود. در هر دو آیه آن عطا مختص شخص رسول­‌الله می­باشد. همچنین از لحن هر دو آیه بر می­آید که آن عطا بسیار قیمتی است. این عطا هر چند که یکی است اما کثیر است.
با ذکر مشابهت‌­هایی که در این دو آیه وجود دارد، اگر فرض کنیم که این دو آیه، در مورد یک عطای مشخص صحبت می­کنند، می­توان در مطابقت این دو سوره و تفکر در عناصر آنها، به نکات جالبی دست یافت. برای مثال خداوند در آیه 5 سوره الضحی از عطایی بسیار قیمتی سخن می­گوید که وعده آن را به رسولش می­دهد و این به آن جهت است که قصد پروردگار، به دست آوردن رضایت رسول­‌الله می­باشد و این رفتار بسیار زیباست. کاش من هم از خدا یاد می­گرفتم و اعمالم را برای جلب رضایت رسول­الله ص انجام می­دادم.
در سوره الضحی، وقتی که از وعده خداوند برای عطای شیئی قیمتی صحبت می­شود، خداوند در شش آیه رفتار در قبال آن را بیان می­کند. نکته جالب این است که زمانی که خداوند صرفاً وعده‌ی عطا را به رسول خود می‌دهد و قبل از این‌که آن نعمت را عطا کند، فرهنگ مواجهه با این نعمت را گوش‌زد می‌کند. شاید بتوان از این بیان خداوند این گونه برداشت نمود که در مقابل عطای نعمات الهی باید فرهنگ سازی نمود و جالب آنجاست که خداوند از رسول­الله نمی‌­خواهد که در مقابل عطایی که خواهد داد، تقوا و یا امثال آن را رعایت کند، بلکه توصیه‌­های خداوند در رابطه با رفتار با دیگران است و در پایان می­فرماید: «نعمات الهی را برای مردم بیان کن». پس باید برای فرهنگ‌سازی اهمیت زیادی قائل شویم و برای نعماتی که خداوند عطا می­کند، خود و جامعه را تربیت کنیم. کاری که در این چهل سال برای رفتار در قبال نعمت عظیم انقلاب، به آن نپرداختیم و در حال حاضر نیز ثمره این اهمال‌کاری خود را می­بینیم.
در سوره الضحی صحبت از ضحی یعنی پرتو­های صادره شده از شمس است. ما در فرهنگ روایی‌مان، شمس را رسول­‌الله می­دانیم. الضحی، شمس نیست، بلکه انواری است که از شمس ساطع می­شود و بسیار وسیع و گسترده است. در آیه دوم سوره الضحی از شب می­گوید که فرا می­رسد و مدتی ماندگار می­شود و در آیه بعد می­گوید که ما شما را فراموش نکرده­ایم و بعد می­فرماید که آخرت برای تو بهتر از دنیاست. در اینجاست که خداوند وعده آن شیئ قیمتی را می­دهد. پس می­توان برداشت نمود که آن شیئ قیمتی از جنس دنیا نیست و اصلش در آخرت نمایان می­شود. و نیز می­توان نتیجه گرفت همانطور که در شب، الضحی وجود دارد ولی ما آن را نمی­بینیم، در دوران شب دنیا آن عطا وجود دارد ولی ما آن را نمی­بینیم. و همچنین می­توان گفت که آن عطا همچون ضحی پُر توان و گسترده است و همه جا را روشن می­کند، هر چند که چند صباحی دنیا در تاریکی و بدون نور باشد.
اگر این سیر درست باشد باید خداوند را شکر کنیم که ما را با عظمت و تعدادی از خصوصیات کوثر آشنا نمود. خداوندا تو را شاکرم که مرا شیعه مادری مهربان قرار دادی که یکی از متعلقاتش کوثر است که بسیار عظیم و از جنس آخرت است و خیر کثیر آن مدام بر ما نازل می­شود و ما را در تاریکی دنیا همچون یتیمان دستگیر و همچون هادیان، هدایت‌گر و همچون اغنیا، بهره‌مند می­سازد. الحمدلله
=====================
الضحی ] – بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان‏
[الضحی1 ] – وَ الضُّحی سوگند به روشنایی روز، ** [الضحی2 ] – وَ اللَّیْلِ إِذا سَجی سوگند به شب چون آرام گیرد، ** [الضحی3 ] – ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلی پروردگارت تو را وانگذاشته‏، و دشمن نداشته است‏. ** [الضحی4 ] – وَ لَلآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ اْلأُولی
و قطعاً آخرت برای تو از دنیا نیکوتر خواهد بود. ** [الضحی5 ] – وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی و بزودی پروردگارت تو را عطا خواهد داد، تا خرسند گردی‏. ** [الضحی6 ] – أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیمًا فَآوی مگر نه تو را یتیم یافت‏، پس پناه داد؟ ** [الضحی7 ] – وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدی و تو را سرگشته یافت‏، پس هدایت کرد؟ ** [الضحی8 ] – وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنی و تو را تنگدست یافت و بی‏نیاز گردانید؟ ** [الضحی9 ] – فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار، ** [الضحی10 ] – وَ أَمَّا السّائِلَ فَلا تَنْهَرْ و گدا را مران‏، ** [الضحی11 ] – وَ أَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ و از نعمت پروردگار خویش [با مردم‏] سخن گوی‏.

همچنین ببینید

گام دوم انقلاب، یعنی ورود به «ساحت سوم دین»

لازم است ساختاری تبیین شود که در آن ساختار، همه افراد به ساحت سوم دین‌داری …

به مناسبت هفته «هنر انقلاب اسلامی»؛ غفلت از ابزار هنر در بسط فرهنگ انقلاب

هنر به‌عنوان یکی از قوی‌ترین و تأثیرگذارترین روش‌های ایجاد فرهنگ است و هنرمند با هنر خویش می‌تواند مفهوم یا مفاهیم را که به آن معتقد است اشاعه ، بسط و البته جامعه را به سمت و سوی فضای فرهنگی موردنظر خود سوق دهد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.